وجهی دیگر

ببری مال مسلمان و چو مالت ببرند...

سرآغاز کلام با نام یگانه وجه ماندگار؛

ببری مال مسلمان و چون مالت ببرند بانگ و فریاد برآری که مسلمانی نیست

حتما حکایت نابینا شدن آن آقای ( طلبه روحانی) را که بعد از اعتراض به ایجاد مزاحمت دو جوان برای یک خانم ؛ مورد حمله آن افراد شرور قرار گرفته و با شیشه نوشابه شکسته از ناحیه چشم دچار جراحت منجر به نابینایی شده است ؛ را شنیده اید.

در منفور بودن آن اقدام و مستوجب عقوبت بودن عاملان آن حرفی نیست. ولی نمی دانم چرا خون یک طلبه روحانی باید از خون این همه آدمی که طی دوسال پیش یا کشته شدند و یا دچار معلولیت شدند یا الآن گوشه زندان هستند؛ باید رنگین تر باشد. چرا همه آنهایی که امروز در خانه پدری بالای تریبون نماز جمعه رفتند ؛ فریاد وامصیبتا سر دادند؛ در اتفاقاتی که برای دیگران افتاد؛ سکوت کردند؟ چرا خون آن بقیه مباح بود؟

گلگی به چه کسی کنیم که این چنین اسلام مورد اجحاف عده ای قرار گرفته است که مدعی آن شده اند. عده ای که از دین ابزاری ساخته اند برای حکومت . حکومتی که خیلی ها را از اسلام بیزار کرده است و خیلی ها را کافر. آنهایی که تبیین دین مبین رحمت فقط در تخصص آنها است. آنهایی که اطاعت نکردن از آنها؛ سرکشی به درگاه خداوند است. آنهایی که آخرین ابزارشان انتساب مخالفانشان به شیطان و اجنه است.

در روز قدس همواره سخنان شهید مطهری را پخش می کنند که می گوید " آنکه ندای مظلومیت مسلمانی را می شنود و سکوت می کند؛ از اسلام خارج است" اما امروز حتی نزدیکان آن شهید ؛ این حرف ها را فراموش کرده اند.

حنجره آقایان از بس که داد مظلومیت مسلمانان بحرین و یمن را فریاد کشید؛ به پارگی رسیده است اما انگار نه انگار که در سوریه خبری است. انگار نه انگار که مسلمانان چین از دم تیغ گذشتند. خدایا این چه صبری است که تو داری؟

انگار مرگ خوب است ولی برای همسایه

 

با یاد حق همواره منصف باشید

علی خادمی