وجهی دیگر

دوباره سخنان تکراری

سرآغاز کلام با نام یگانه وجه ماندگار؛

امشب پنجمین سخنرانی محمود احمدی نژاد را در نشست عمومی سازمان ملل به طور زنده و از دو شبکه آی آر آی بی و سی ان ان تماشا کردم.

سخنرانی مثل همیشه آکنده بود از نام انبیاء و دعوت آنها به یکتا پرستی. راستش من یاد سریال حضرت یوسف پیامبر افتادم. انگار احمدی نژاد این سریال را دیده و بعد برای سخنرانی آمده بود. می گویند یکروز شخصی برای میهمانی به منزل یکی از دوستان می رود. در هنگام صرف شام؛ فرزند میزبان جوگیر شده و دو مرتبه غذا را به میهمان تعارف می کند. میهمان هم کم لطفی کرده می گوید: پسرجان نه تو صاحب خانه ای و نه من میهمان! احتیاجی به تعارف شما نیست.

البته من که منکر اهمیت تعالیم انبیاء نیستم ولی هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد. در این نشست ؛ نه احمدی نژاد تکلیف ابلاغ تعالیم انبیاء را داشت و نه حضار آمده بودند که توفیق و گوش شنوای تعالیم را داشته باشند. به همین دلیل هم بود که حاضرانی که در جلسه لطف کرده و تا آخر سخنرانی نشستند؛ به نظر نمی رسید که سخنرانی را جدی گرفته باشند.

البته به نظرم مدیر دوربین های سازمان ملل هم که ماجرای هاله نور احمدی نژاد را شنیده بود؛ مخصوصا مرتبا حاضران را نشان می داد تا مبادا دوباره ادعاهای قبلی تکرار شود!

سخنرانی مثل همیشه آکنده بود از انتقاد شدید از کشور اسرائیل و کشورهای حامی آن.

هیئت نمایندگی اسرائیل که اصلا در سخنرانی حاضر نشده بود. هیئت های آمریکا و کانادا هم به نشانه اعتراض به سخنان احمدی نژاد؛‌ در میانه سخنرانی جلسه را ترک کردند! البته رفتن آمریکایی ها که حتی وزیرشان هم در آنجا نبود؛‌خیلی مطلب مهمی نیست ولی در تعجبم از کانادایی ها! چرا کانادایی ها اینقدر روی اسرائیل حساس هستند؟ چرا کشورهای اروپایی مثل آلمان جلسه را ترک نکردند ولی کانادایی ها که اصلا روی صحبت با آنها نبود؛‌اقدام به ترک جلسه کردند؟

البته حرفهای احمدی نژاد در مورد اسرائیل و جنایات آن درست است ولی خوب کو گوش شنوا؟ راستی آیا این تکلیف احمدی نژاد و کشور ایران است تا یک تنه با اسرائیل درگیر شود؟ آنهم در شرایطی که شاید خود فلسطینی ها هم خسته از این درگیری ها؛ می خواهند این ماجرا فیصله پیدا کند؟

یکی دیگر از قسمت های جالب سخنرانی احمدی نژاد؛ جایی بود که ایشان انتخابات اخیر ایران را مردمی ترین ؛‌سالم ترین و با شکوه ترین انتخابات معاصر دانستند. راستش آدم می ماند که یک نفر چقدر می تواند شجاع باشد و این حرف ها را جلوی سران کشورهای دیگر بزند. یکی نیست به این احمدی نژاد بگوید که بابا این ها خودشان دستشان توی کار است و می دانند توی یک انتخابات چقدر می شود تقلب کرد؛‌چه راههایی برای تقلب وجود دارد و تقلب چه کسانی خیلی تابلو است. خیلی رو می خواهد که احمدی نژاد زیره به کرمان ببرد و انتخابات تاریخی ایران را سرمشقی برای کشورهای دیگر بداند! ایشان خود را در حالی نماینده تمام ایرانیان ؛ معرفی کرد که چند روز قبل از روز قدس؛ سپاه پاسداران ( که زمانی من افتخار می کردم در خدمت آن باشم) اقدام به تهدیدهای فراوان کرده بود تا مبادا کسی لباس سبز بپوشد.

یکی دیگر نکات بارز سخنرانی ؛ بادی لنگویج و یا حرکات بدنی احمدی نژاد بود. به نظر می رسید که احمدی نژاد برای ورق زدن اوراق احتیاج به خیس کردن انگشتان با دهان دارد. یکی دو بار هم احمدی نژاد انگار که دهانش کف کرده و یا خشک شده باشد ؛‌اقدام به لمس لبهایش با دستانش کرد. خیلی هم تابلو از روی نوشته می خواند. البته تمرین کرده بود ولی خوب حق بود بیشتر تمرین کند تا مسلط تر به نظر برسد. البته به نظر می رسید که احمدی نژاد کم کم باید از عینک هم استفاده کند.

خیلی دلم می خواهد بدانم متن سخنرانی احمدی نژاد را چه کسی تهیه کرده بود؟ یکی نیست به این بنده خدا بگوید بابا، پدر مترجم در می آید تا بخواهد همزمان این همه حرفهای مذهبی را ترجمه کند. یک چیزی بگو که هم حاضران سر در بیاورند و هم حاضر باشند به آن عمل کنند.

در باب این سخنرانی حرف بسیار است. مطمئن هستم که تا الآن یک عالمه نوشته در تحلیل این سخنرانی بر روی اینترنت گذاشته شده باشد. من هم به حد درک خودم از دنیا مطالبی را نوشتم.

با یاد یگانه وجه ماندگار منصف باشید

علی خادمی

Ali Khademi