وجهی دیگر

مال خودشه

سرآغاز کلام با نام یگانه وجه ماندگار؛

حدود 15 سال پیش یکی از دوستان به نام آقا سعید می گفت که چند سال پیش در محله پدری آنها دختر خانمی بوده که حجاب درست و حسابی نداشته (البته ظاهرا قضیه به همین جا ختم نمی شده ). بچه های مسجد خیلی فکر می کنند که چکار کنند که این دختر خانم قدری حجابش را بهتر کند و سر انجام تصمیم میگیرند با مادر آن دختر خانم صحبت کنند بلکه ایشان از دخترش بخواهد قدری ملاحظه کند.

اما بشنوید از جواب مادر: " مال خودشه به هرکی بخواد می ده و به هر کی نخواد نمی ده . شما هم .... سوخته می یاین این حرفها را می زنید. "

حکایت برهنگی که حکایت جدیدی نیست . به قول شهید مطهری خیلی ها معتقد هستند این چیزها ؛ سالها است که در غرب حل شده.  صرف نظر از حرکت هایی که در راستای پورنو گرافی ( که یکی از پردرآمدترین صنایع حال است )  ؛ هر از چندگاهی اخباری از گوشه و کنار باعث سرگرمی اهل سیر و سیاحت دنیای اینترنت می شود. حتی اگر به برهنگی در راستای هنر ؛ آزادی بدن و روح و هر چیز دیگری نگاه کنیم ؛ خواهیم دید که ماجده مصری و یا گلشیفته ایرانی بسیار عقب تر از بقیه هستند . یک دوستی به این جور چیزهای می گفت حرکت های فرهنگی .  گلشیفته کجا و این همه حرکت فرهنگی داغ و شدید کجا؟

اما حکایت ماجده مصری و یا هنرپیشه پاکستانی و یا همین گلشیفته فراهانی که مسلمانزاده هستند یک کمی فرق می کند شاید به خاطر اینکه هنوز تابوهای اسلامی کامل نشکسته است؛ برای همین یک دفعه اینطوری مطرح می شوند و صد البته غربی ها هم بدشان نمی آید قضیه را داغش کنند هر چند که این مسلمانزادگان اسلام زده ؛ هنوز خیلی با صنعت پورنوگرافی فاصله دارند.

خب اگر به حساب مادر آن دختر بخواهیم حساب کنیم؛ مال خودشان است ؛ هرجا بخواهند نشان می دهند و هرجا بخواهند نشان نمی دهند. بتوانند با آن یک اسمی و یا پولی در این دنیا جور کنند ؛ خب چرا نکنند. ناز شصتشان.امیدوارم هیچکس بخیل نباشه.

اما خدا کند که در این معامله ؛حداقل بتوانند به اندازه ای در بیاورند که با آن بتوانند یک مشت از جواهرات الیزابت تایلور را بخرند. زیرا زمان زود می گذرد و طراوت و شادابی جوانی دیری نمی پاید.

هرچند که بهزاد فراهانی ؛ پدر گلشیفته معتقد است اینها همه فتوشاپ است ؛ اما گلشیفته یک لطف هم در حق آقای سلحشور کرد. او باعث شد که سلحشور که دو ما ه پیش به سینمای ایران گفت فاحشه خانه ؛ و دو روز پیش از دست اصغر فرهادی ؛ رگ گردنش بیرون زد؛ امروز بگوید ؛ نگفتم که فاحشه خانه است؟

البته گذر زمان هم خیلی چیزهای ممکن است عوض کند. یک زمانی نادیا اشنایدر جلوی دوربین برناردو برتولوچی کارگردان ایتالیایی رفت ولی همواره خود را به خاطر این ماجرا سرزنش می کرد و گفت از سادگی من سوء استفاده کردند. جالب هم اینجا است که کارگردان و هنرپیشه نقش اول فیلم کاندید دریافت اسکار شدند نه نادیا اشنایدر. خدا کند امثال گلشیفته بعدا فکر نکنند به اسم آزادی تن و روان از سادگی او استفاده کرده اند و او در یک جاده یکطرفه و بدون بازگشت قرار گرفته است.

هرچند که پرونده گلشیفته خیلی قطورتر از این حرف ها است که باعث شود در خانه پدری راهش ندهند ولی خیلی علاقه دارم بدانم که آیا گلشیفته نمی دانست اگر ثابت شود این ماجرا فتوشاپی نبوده دیگر نمی تواند وارد خانه پدری شود؟ شاید خانه پدری آش دهن سوزی نیست . شاید هم این کار را کرده که هیچوقت فکر برگشتن به سرش نزد. اما من فکر می کنم دو گروه ایرانی  کمتر در دیار غربت دوام می آورند: اول ورزشکاران و بعد بازیگران. اینها بالاخره سرانجام به مام وطن باز می گردند. خواهیم دید گلشیفته چه خواهد کرد.

بگذارید یادی هم بکنیم از زهرا امیر ابراهیمی که چند سال پیش سر هیچ و پوچ اسمش روی زبانها افتاد و آینده کاری خود را حداقل در ایران خراب کرد. کاشکی این اتفاق برای او نمی افتاد.

 یک وجه دیگر هم هست ؛ صرف نظر از امر به معروف و نهی از منکر ؛ از لغویات باید گذشت و خیلی آنرا کش نداد.

 

با یاد حق منصف باشید

علی خادمی