وجهی دیگر

خس و خاشاک

سرآغاز کلام با نام یگانه وجه ماندگار؛

حکایت غریبی است. مدیر مملکت که روزی جماعتی از کشور را خس و خاشاک نامید؛ این روزها خیلی ساکت شده است. گویا از بعد از سفر به کشورهای دیدنی آمریکای جنوبی قدری احتیاج به استراحت دارد.

یک زمانی می گفت که دلار نه صد تومان هم نمی ارزد اما الان همان دلار شده 1800 تومان تازه اگر کسی جرات فروختن پیدا کند. جالب است : صحبت و تصمیم گیری کسی که دیگران را خس و خاشاک می نامد؛ چیزی جز خس و خاشاک نیست. خس و خاشاکی که گریبان همان مردم از جنس خس و خاشاک را گرفته است. گویا او فراموش کرده که روزی "مردی از جنس مردم" بوده است.

خداکند که در برای اتفاقاتی که در خانه پدری می افتد؛ مستندات کافی برای آیندگان باقی بماند. شاید اگر این مستندات روزی به دست انسانهای بی طرف بیافتد؛ بگویند که قرارداهای ترکمن چای و گلستان بسیار شرافتمندانه تر از آنچیزی است که این روزها اتفاق می افتد.

فعلا که چون دلار قابل اعتماد نیست روی آورده اند به روشهای عصر حجری : تجارت پای یا پای با چین ه اجناس بنجل به ایران می اندازند. یا معامله با روپیه و روبل با هند و روسیه. فکرش را بکنید ایران به هند نفت بفروشد و بعد روپیه بگیرد. با این روپیه چه خواهیم کرد؟ آیا با آن می توانیم از اروپا دارو و تجهیزات پزشکی بخریم؟ یا اینکه مجبور می شویم با همان روپیه بدون قدرت چانه زنی و انتخاب هر آنچه که در بازارهای هندی هست را بخریم؟ این هم نوعی از همان روش معامله پایاپای است.

براستی چه شده است که شان این ملت قهرمان ؛ شهید پرور؛ استوار ؛ محرم اسرار و .... این چنین پایین آمده؟ ملتی که مرغی است که در عزا به آن می گویند قهرمان و در عروسی به آن می گویند خس و خاشاک.

 

با یاد حق منصف باشید

علی خادمی