وجهی دیگر

حکایت آن دزد مدعی

سرآغاز کلام با نام یگانه وجه ماندگار؛

می گویند روزی ؛ روزگاری دزدی به چند خانه یک روستا دستبرد میزند. یکی از اهالی که متوجه دزدی می شود؛ شروع به داد و فریاد می کند که آی دزد ؛ دزد را بگیرید. بعد از لحظاتی تعداد زیادی از اهالی شروع به دویدن در خیابان می کنند و فریاد سر می دهند که آی دزد را بگیرید. سردسته آن جمعیت هم همان دزد منازل بود!

راستش یک جورهایی در خانه پدری همین اتفاق دارد می افتد. یک تعدادی با دسیسه دشمن اغتشاش کردند و یا در خیابان کشته شدند یا به زندان افتادند و در زندان هم بدست همان دشمن کشته شده و یا مورد تعدی قرار گرفتند. الان هم شایع شده که برخی از کشته ها را شبانه به خاک سپرده اند.

عملیات این دشمن مخفی ماند تا اینکه یکی از نامزدهای شکست خورده و رفوزه شده و سقوط کرده انتخابات ؛ اقدام به اعتراض و افشاگری کارهای ناپسند دشمن کرد و این شده که الآن همه داد می زنند و دشمن را محکوم می کنند.

مرحبا به این دشمن که تا "فیها خالدون" آن نظام نفوذ کرده است.

با یاد حق منصف باشید

علی خادمی